دور زدن ممنوع

 بیا تا قدر یکدیگر بدانیم             
 که تا نگه جدا از هم نمانیم!
غرض ها تیره دارد دوستی را             
غرض ها را چرا از دل نرانیم؟
گهی خوش دل شوی از من که میرم             
چرا مرده پرست و خصم جانیم!
 کنون پندار مردم، آشتی کن             
که در تسلیم ما چون مردگانیم!
 چو بر گورم بخواهی بوسه دادن           
رخم را بوسه ده کاکنون همانیم!

بعععله آذین خانوم!!!
بیا قدر منو بدون و این رویه مبارکم را ببوس تا می توانی!
که فردا که میام سر قبرت، کی رویه منو ببوسه تا می توانه؟
خاک قبرت؟
آخه به قوله مولانا که در بالا عرض می فرمایند (مرده)، دست بردار از این در وطن خویش غریب(اخوان ثالث)! چی چی می خوای ازش؟
تف! تف! تف!
میبینید؟
تو گروه آمار رشته و درسام که یه ور، اساتید هم همون ور، دانشجوهاشو چه جور تحمل کنم؟!
منو نبینیند که انقدر خوبم، البته خوبی از خودمه!
اما سایرین...
چی بگم؟ خودتون که مشاهده می فرمایید!
به هر حال، این یارو تحریمش کنید، آ دیگه براش نظر نذاریندزجغلدفک!
تا بفهمه محبوب شدن تو وبلاگ دیگرون از محالاته!
اونم با این زیرآب زنیا! اونم با وجود نویسنده محبوبی چون من! 

 

نظرات 2 + ارسال نظر
پائیز جمعه 9 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 12:22 ق.ظ http://www.paiz.ir

گفتم که خیلی جلفه...

با اینکه خیلی قبولت دارم اما منظورت رو نفهمیدم!

غزلک شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 10:22 ق.ظ http://golemamgoli.blogsky.com/

من که نفهمیدم چی شد:)

نمی دونم چیو نفهمیدی!
متن آذین شاید نخوندیکه اینو میگی!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد